تبليغاتX
حیرت دمیده - علی کوچولو و انتخابات
حوادث تلخ این روزها مانند همه ملت ایران روح کودکانه علی کوچولوی من را هم آزرده است.  از دلایل این آزردگی رفتار بسیار خشن علی آقا است. دیروز وقتی به اتفاق خانواده برای دیدن خواهرم به منزلش رفتیم علی خطاب به من کرد و در حالی که پرچم ایران را که بر بالای صندوق مهر رضا به اهتزاز بود نشان می داد گفت: بابا پرچم احمدی نژاد را نگاه کن. پسر کوچولوی من وقتی با خیل انبوه پلیس ضد شورش که تمام خیابانهایی اطراف تهران را پر کرده مواجه شد، باز با ترس گفت بابا یعنی اینها می خواهند ما را کتک بزنند. بیرون نری ها اون وقت تو را می گیرند و من دیگه بابا ندارم. مهربان یاور هم از این وضعیت بسیار آشفته است. و البته از رفتارهای من رنجیده خاطر که چرا اینچنین در خود فرو رفته ام و حق هم دارد. اما نمی شود از این اتفاق که شکاف عمیقی بر ستونهای اتحاد ملی ایران ایجاد کرده به راحتی گذشت. من گرچه در تمام عمر سی و چند ساله خویش به سیاست کاری نداشته ام از دیدن این وضعیت بسیار ناراحتم. و از اینکه می بینم چه راحت  با دست عده ای تیشه به ریشه این جمهوری اسلامی که پرورش یافته و بالنده از خون هزاران شهید است که یکی از آنها پدر مهربان یاور خود من است بسیار انوهگین و عصبانی هستم. این عصبانیت متاسفانه دوباره همان کمر درد های شدید را به سراغم اورده و اسپاسم کمر که سالها به سراغم نیامده بود دوباره مرا خانه نشین کرده است. از طرفی با این وضعیت کسب و کار و بی حوصلگی که نتیجه این شرایط است تقریبا از انجام هر کاری عاجز شده ام و نمی دانم که تعهدات خود را چگونه به انجام برسانم.

+ نوشته شده توسط عباس یکرنگی در دوشنبه یکم تیر 1388 و ساعت 12:56 |