۱-این روزها نه مسئله اختلافات سیاسی آزارم می دهد و نه مسائل جاریه زندگی اما از چیزی که بسیار نگرانم این است که دوستانی که دوستی آنها بارقه امید را برای شکوفایی کشور ترانه می خواند دارند از هم فاصله می گیرند. آنهم تنها به خاطر یک اتفاق مسخره و بی ارزش. مسئله ای به نام اختلافات انتخاباتی که خیلی راحت می شد در میان بزرگان سیاسی حلش کرد که نکردند و ما مردم عادی را از کار و زندگی انداختند. و از آن مهمتر این آقایان کاری کردند که دلهای بسیاری نسبت به هم بر گشت.
اما من مانده ام چگونه ممکن است کسی بتواند محسن مومنی شریف یا مجتبی رحماندوست و عباس عسکری و و حید جلیلی و رضا شکیبایی و ... را دوست نداشته باشد. اینها انصافا از شریف ترین و پاکترین انسانهایی هستند که من تا به حال دیدمشان اما دارد این اتفاق می افتد. آقایان به اصطلاح نخبه سیاسی لطفا به فکر این دلهای مردم باشید چه اگر این اتش کینه ها را مشتعل تر کنید دیگر نه تو مانی و نه من. یا نه لا اقل به فکر پست و مقام و میز و صندلی تان باشید و بگذارید ما زندگیمان را بکنیم. بگذارید ما همدیگر را دوست داشته باشیم و با هم دوست باشیم. این کمترین لطفی است که می توانید در حق ما مردم انجام دهید.
۲-نوشتن و بردن نام بعضی ها برایم خیلی دشوار است. بعد از دانشگاه صنعتی شریف دوستی آنچنان که باید و شاید نگرفتم. چرا که اصولا شریف حرم امن الهی است و مردمانش از آسمانیان و اشراف فرزندان آدم. لا اقل من نظرم این است. اما یکی از این اشراف آدم که دست تقدیر مرا با آن آشنا کرد شاعر بزرگ معاصر و غزل سرای بی همتای جوان امروز جناب فاضل نظری است. فاضل از ان دسته آدمهایی است که هر لحظه از او چیزی می اموزی. از همیشه با بودن در کنار او لذت می بری. این آدم از آن دسته افرادی است که می داند چه دارد می کند و چه می خواهد. ساحتش مشخص و بارگاه انسانی اش پر برکت است. در باره شعر ش فقط همین را بگویم که شعرهایش را به استاد رضا سید حسینی رحمه الله علیهُ دادم تا ببینم که این نظر من است که او را ملک الشعرای غزل ایران می پندارم یا نه . در ابتد استاد با بی میلی به کتابها نظر افکند و من هم او را با کتابها تنها گذاشتم و آمدم خانه شب دیدم که استاد زنگ زدند و در حالی که ذوق می کردند و از فرط هیجان فریاد می زدند گفتند آقا این یک نابغه است این بی نظیر است این افتخار ایران است و اینکه من خودم باید برایش مطلبی بنگارم و در نقد و معرفی اش حتما مقاله ای خواهم نوشت....... افسوس که مرگ شتاب داشت و مجالش نداد خدایش بیامرزد استاد را. از ویژگیهای دیگر فاضل جوانمردی فوق العاده اوست که کم نظیر یا شاید هم بی نظیر است. کمند احسانش در گردن هر که بیفتد بدا به حالش که دیگر نمی تواند ولش کند و دوست دارد که همیشه در کنارش باشد. و این مسئله خیلی آزارم می دهد. چه نمی توانی از عهده این بر ایی در دوستی. بنابر این در پیدا و پنهان نا چاری که در مدح صفات جوانمردی اش بگویی تا بلکه از هیجاناتت کم شود و از فرط خجالت نمیری. بگذاریم و بگذاریم که از فاضل هر چه بگویم کم است. اگر اسم را با مسمی نسبتی باشد فاضل فاضل است و اهل نظر.
+ نوشته شده توسط عباس یکرنگی در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388 و ساعت
12:8 |