تبليغاتX
حیرت دمیده

طلایه طوفان رد شد. قدرت مندان بازی جدیدی را آغاز کرده اند که به زودی باید منتظر طوفان اصلی باشیم. لذا از همه دوستان تقاضا می کنم که دست نیاز به پیشگاه حضرت پرودگار دراز کنیم تا بلکه این کشور را از یک فاجعه بزرگ نجات دهد.

چه خوب گفت آن شغال زاهد در کلیله که در این اریکه جای دو گروه است سفلگانی فرو مایه و درندگانی بی رحم. خداوند حضرت صاحب را برساند.

+ نوشته شده توسط عباس یکرنگی در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388 و ساعت 11:24 |

چالشی که امروزه جمهوری اسلامی با ان مواجهه است پیش و بیش از انکه ناشی از گفتمان قدرت باشد ناشی از بی توجهی به تئوری پردازی در جامعه است. فقدان تئوری پردازانی که بر اساس تئوریی که امام خمینی و یارانش خواستند بنای جمهوری اسلامی را با آن پی ریزی کنند.  اما به هر دلیل از جمله ترور بسیاری از شخصیتهای  تعریف کننده مسایل و تضعیف جایگاه حوزه های علمیه و مر جعیت به خاطر شرایط جهانی و پیدایش مدارس جدید از زمان مشروطه به این طرف که اکثریت قریب به اتفاق هوشمندان جامعه را به ناگزیر به سمت دانشگاهها سوق داد و از سویی اشتباهات فاحش  سیاست مداران جامعه مبنی بر تضعیف  مضاعف جایگاه مرجعیت و دولتی کردن آنها نیز در این میانه نقشی به سزا داشته است.

 

این اشتباهات از سویی و از طرف دیگر پیدایش کلان شهر ها و همه گیر شدن مدرنیته و لوازم مدرن  که همزمان با گسترش طیف انبوه تحصیل کردگان دانشگاهی که با مدرنیته و لوازم ان خو گرفته و آشنایند و البته از مفاهیم عمیق سنتی به دور،  همگی جمهوری اسلامی را به یک چالش بزرگتر فرا می خوانند که اینها که می بینیم تنها طلایه داران این لشکر انبوه اند.  در مقابل این لشکر که از قضا با منطق عقل مدرن و پرسشگر امروز خو کرده اند و  از سویی روشهای حل مسئله را به خوبی فرا گرفته اند اگر پاسخهای مستدل و منطبق با این رویکرد نیابند لاجرم از تمامی ابزارهایی که مدرنیته در اختیار آنها قرار داده برای پیش برد اهداف شان استفاده خواهند کرد. و البته پر واضح است که در جدال بین سنت و مدرنیته   اگر منطق خدا محوری و معجزه به کمک سنت گرایان نیاید و اگر نتوانند به شیوه عقلانی  این گروه بسیار را قانع کنند دیگر لوازم سنتی از قبیل توپ و و تانک و مسلسل و زندان و سرکوب و به وعده ها دلخوش داشتن هیچ شانسی برای مقابله نخواهد داشت. شمشیر حریف فیس بوک و تویتر و اینترنت و ماهواره نخواهد شد اینرا من مطمئنم. اما یک دریغ دارم از آن سخن  آخرین پیام اور که فرمود الاسلام و یعلی و لا یعلی علیه. از او که بر خلاف دیگر همگنانش معجزه اش کلمه بود و می خواست حشر معانی کند. اگر این کلمات که سپاهیان حقند  بمیرند و به دستوری او  دژها را و قلعه ها را نگیرند باید به انتظار نشست که در مشرق نیز پیش بینی ان شاعر تحقق یابدکه خورشید مرده بود و کسی نمی دانست که نام آن کبوتر غمگین که از دلها گریخته ایمان است. یعنی تاریک کامل و نهایت عصر ظلمت. شاید زود است تا  ظلمت آخرین دژ را فتح کند.

 

+ نوشته شده توسط عباس یکرنگی در سه شنبه بیستم مرداد 1388 و ساعت 11:1 |

۱-این روزها نه مسئله اختلافات سیاسی آزارم می دهد و نه مسائل جاریه زندگی اما از چیزی که بسیار نگرانم این است که دوستانی که دوستی آنها بارقه امید را برای شکوفایی کشور  ترانه می خواند دارند از هم  فاصله می گیرند.  آنهم تنها به خاطر یک اتفاق مسخره و بی ارزش. مسئله ای به نام اختلافات انتخاباتی که خیلی راحت می شد در میان بزرگان سیاسی حلش کرد که نکردند و ما  مردم عادی را از کار و زندگی انداختند.  و از آن مهمتر این آقایان کاری کردند که دلهای بسیاری نسبت به هم بر گشت.

اما من مانده ام چگونه ممکن است کسی  بتواند محسن مومنی شریف یا مجتبی رحماندوست و عباس عسکری و و حید جلیلی و رضا شکیبایی و ... را دوست نداشته باشد. اینها انصافا از شریف ترین و پاکترین انسانهایی هستند که من تا به حال دیدمشان  اما دارد این اتفاق می افتد. آقایان به اصطلاح نخبه سیاسی لطفا به فکر این دلهای مردم باشید چه اگر این اتش کینه ها را مشتعل تر کنید دیگر نه تو مانی و نه من. یا نه لا اقل به فکر پست و مقام و میز و صندلی تان باشید و بگذارید ما زندگیمان را بکنیم. بگذارید ما همدیگر را دوست داشته باشیم و با هم دوست باشیم. این کمترین لطفی است که می توانید در حق ما مردم انجام دهید.

۲-نوشتن  و بردن نام بعضی ها برایم خیلی دشوار است. بعد از دانشگاه صنعتی شریف دوستی آنچنان  که  باید و شاید نگرفتم. چرا که اصولا شریف حرم امن الهی است و مردمانش از آسمانیان و اشراف فرزندان آدم. لا اقل من نظرم این است. اما یکی از این اشراف آدم که دست تقدیر مرا با آن آشنا کرد شاعر بزرگ معاصر و غزل سرای بی همتای جوان امروز جناب فاضل نظری است. فاضل از ان دسته آدمهایی است که  هر لحظه از او چیزی می اموزی. از همیشه با بودن در کنار او لذت می بری. این آدم از آن دسته افرادی است که می داند چه دارد می کند و چه می خواهد. ساحتش مشخص و بارگاه انسانی اش پر برکت است. در باره شعر ش فقط همین را بگویم که شعرهایش را به استاد رضا سید حسینی رحمه الله علیهُ دادم تا ببینم که این نظر من است که او را ملک الشعرای غزل ایران می پندارم یا نه . در ابتد استاد با بی میلی به کتابها نظر افکند و من هم او را با کتابها تنها گذاشتم و آمدم خانه شب دیدم که استاد زنگ زدند و در حالی که ذوق می کردند و از فرط هیجان فریاد می زدند گفتند آقا این یک نابغه است این بی نظیر است این افتخار ایران است و اینکه  من خودم باید برایش مطلبی بنگارم و در نقد و معرفی اش حتما مقاله ای خواهم نوشت....... افسوس که مرگ شتاب داشت و مجالش نداد خدایش بیامرزد استاد را.  از ویژگیهای دیگر فاضل جوانمردی فوق العاده اوست که کم نظیر یا شاید هم بی نظیر است. کمند احسانش در گردن هر که بیفتد بدا به حالش که دیگر نمی تواند ولش کند و دوست دارد که همیشه در کنارش باشد.  و این مسئله خیلی آزارم می دهد. چه نمی توانی از عهده این بر ایی در دوستی. بنابر این در پیدا و پنهان  نا چاری که در مدح صفات جوانمردی اش بگویی  تا بلکه از هیجاناتت کم شود و از فرط خجالت نمیری. بگذاریم و بگذاریم که از فاضل هر چه بگویم کم است. اگر اسم را با مسمی نسبتی باشد فاضل فاضل است و اهل نظر.

 

 

 

+ نوشته شده توسط عباس یکرنگی در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388 و ساعت 12:8 |