۲- دنیا محل نمایش است و تقدیر حضرت پرودگار بر این است که همه مدعیان هر چه دارند را در این بازار مکاره به نمایش بگذارند و بفروشند. نمی بینی یکی بر و روی زیبا دارد آن را نمایش می دهدُ یکی حسن خلق دارد آن را و آن دیگری را خرد ودانش است آن دیگر را. در مسئله حکومت هم این چنین است. همه کسانی که در تاریخ ادعا می کنند باید روزی بر مصدر این خر بنشینند تا چه قبول افتد و که در نظر آید. باش و ببین تانهایت تقدیر این جبارقهار چه می کند و سر انجام آنچه او می خواهد چه می شود. می گویند وقتی که سرانجام سر می رسد آنکه او برای جبران همه آنچه در طول تاریخ رخ داده را برای بدست گرفتن عنان همه چیز می فرستد. و جبران می کند آنچه را که باید. و این جبار، همه را که خواهان دیدار نمایش آخرینندُ، دعوت می کند که از خواب مرگ بر خیزید و بیایید و ببینیدکه این است منجی من و اینگونه باید بودن. و این ادعا را این دعا و این استجابت است.
۳- پایان سخن اینکه چه احمدی نژاد باشد و چه موسوی مرا به حال این هر دو دل می سوزد که باید چگونه پاسخ آن قهار منتقم را بگویند. هر چند مرا دل با موسوی است و می دانم که احمدی نژاد است که پیروز می شود. اما شگفت از آن غلط سبقانی که به علم و عمل ره فسانه گرفته اند و به غرور دلایل بی خبری همه تیرهای خطای خود روی به نشانه می بینند.
من از بازوی خود منت پذیرم/ که زور مردم آزاری ندارد.